تبليغاتX
م . صدا - راز
سکوت واژه , فریاد شاعر است !

طنین قدمهای آشنا

خواب کوچه و پریشانی بوسه را

و امواج طپنده سینه ای 

ساحل وهم انگیز سکوت را لرزاند

چشمانی نگران

حجم سرد کوچه را سر می کشید

امیدی شاید

و رهایی ای از بند

*     *     *

به چه امید دیگر بار و دیگر بار

پیام آور وحشت سکوت کوچه ها شدم

به چه امیدی دیگر بار و دیگر بار

چشمم بوی تو گرفت

بازدم خالی از زندگی ات را لاجرعه

سر کشیدم

و زندگی دیگر بار و دیگر بار

رودهای خشکیده وجودم را

پر ساخت

احجام هندسی انسانها را

در انتهای هر صعودی سقوطی

و راز وجود گل سرخ است

این توالی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:45  توسط محسن   |